اه خیلی خستم!
نه از درس خوندن
محیط ادمو بیشتر خسته می کنه
کتابخونه خیلی شلوغ شده و با اینکه مخصوص پزشکی هاست اما همه جور ادمی ریخته توش!
گرمه!
و این بچه های سال یکی هم همش دارن حرف میزنن(یاد جوونی خودم افتادم!)
اعصابم حسابی ریخته بهم
اومدم یعنی خونه درس بخونم که اینجا هم....
ای خدا اخه ادم باید یه جا ارامش داشته باشه!
شاید برم تو قبرستون سنگین تر باشه
درسا خیلی سختن
خداجون کمکم کن تو می دونی این امتحانا چقدر واسم مهمن
خدا تو می دونی
خدا ارامش از تو خر زدن از من!
سرم داره می ترکه
پ.ن:حالا فکر نکنید من خیلی درس خونما...اما تو ایام امتحانا تلاشمو می کنم البته یا پایان ترم یا میان ترم یعنی یکیشو فقط درس می خونم امسالم میان ترم اصلا حالم خوب نبود و همرو گند زدم و حالا باید دوبل بخونم تا جبران شه تروخدا واسم دعا کنید
پ.ن:اینجا همش شد غر زدن!ببخشید من جای دیگه ای جز اینجا ندارم
پ.ن:نظر خواهی پایین فعاله البته بعید می دونم در مورد غر زدن های یک دانشجوی مبتلا به سندرم پری اگزمینیس (پیش امتحانی!)کسی نظری داشته باشه
پ.ن۲:من یه ۲-۳ روز قبل از امتحانا یهقرص جدید گرفتم از بچه ها به اسم ریتالین(لطفا سرچش نکنید وگرنه به ... می بندین منو!!)وقتی خوردم قرار بود بیدار بمونم اما شدیدا خوابم گرفت...خلاصه گذشت و من ۳ تاشو بیشتر نخوردم چون عملا نتیجه عکس داشت اما الان حس می کنم تمرکزم خیلی بهتر شده رو درسا و مدت بیشتری می تونم بشینم و درس بخونم! نمی دونم نتیجه اون قرصاست یا معجزه شده اما همش حسرت می خورم چرا زودتر شروع نکردم که بیشتر بخورم!احتمالا بعد از امتحانا بدم یکی از این رفقای رسیدنت برامون بنویسه!(این قسمت مربوط به تجربه مصرف قرص بود که خواستم بنویسم چون اگر دانشجو باشید به دردتون می خوره همون طور که مال بقیه به درد من خورد)
ممنون و بای!و دعا یادتون نره
نوشته شده توسط بلوط در یکشنبه هفتم تیر 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

یک جورهایی سخته اما هستیم فعلنا
می ادامه ایم
ما و خودمان
هوم
دیگه همین
بلوطی باشید!!!
فهرست اصلی
دوستان
مهربانو
قاب سفید(سعید)
دانشگاه با طعم باران(دکتر نیلوفر)
سید مصطفی
من و ام اس(ویولت)
و اینک اخر دنیا(فرزام)
دست نوشته های مارکو(دنتیست)
انجمن پزشکان ایران
گام های معلق
دکتر مثبت
من و شب
مدلاگ
یک رزیدنت روانپزشکی
طنز متفاوت(اینترن)
یک سرخپوست
گل پسر(پزشکی)
حسین
پزشکان بدون مرز
دانستنی های داروخانه
طلسم معجزت(یک زن افغان)
من او (مسافر)
سلام تنهایی
زاده پاییز
خوابگرد
چند روز نوشته های من(سمانه)
استاد ایلیا(رهرو)
سرگیجه های تارا
من و همسرم عاشقانه همدیگر را دوست داریم
گوریان
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
طراح قالب
POWERED BY