فقط یه کلمه خستم!

با خودم گفتم امتحانات که تموم شد یه استراحت سیر می کنم

اما

نمی دونم چی بگم

خودخواهی دوستامه؟

خریت خودمه؟

من فردا ۲۴ ساعت وقت دارم که شما اگه ۶ ساعت خواب رو ازش کم کنید عین ۱۸ ساعت بقیشو دوستای گلم!! همین امشب رزرو کردند! هزار تا کارهمایش تابستونی مونده و حالا که امتحانا تموم شده دیگه بهونه ای واسه پیچوندنه جلسه ها ندارم!

جالبه که همه هم تهدیدم می کنن

خستم

دلم می خواد دو تا لورازپام بخورم و گوشیم خاموش کنم و ۲۴ ساعت بخوابم

طبق محاسباتم تا ۳ شمبه هفته اینده وقت برای خوابیدن درست و حسابی نخواهم داشت...!

.

.

 نمی دونم

امروز واسه یه لحظه حس کردم دیگه نمی تونم

نه ربطی به دوستام یا خستگی هام نداشت

اینکه فکرت هزار جا پیش هزار تا ادم باشه

نگران اتفاقاتی که می دونم در شرف وقوعن

حس خیلی بدی بود

خیلی مسخره بود

درماندگی

اره شاید همین بود

اما با خودم گفتم مشکلات من یک دهم خیلی از ادمای روی کره زمین هم نیست

همین که تغریبا!! سالمم...همین که اطرافیان تغریبا !!! سالمن... نمی دونم اما می خوام قوی باشم

می دونم اینده واسه من به سادگی ادم های دیگه نست

به قول دوست جون میگه اینده هرچی که باشه مطمئن باش برای تو خیلی عجیب تر از مال بقیه خواهد بود

می دونی فکر کنم من فقط خستم همین!

پ.ن:تو فرهنگ لغت من...جلوی واژه " دست های تو" ...نوشته شده:ارامش


 

نوشته شده توسط بلوط در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت